donderdag 22 november 2012

صدای من را به همه جا برسانید ستار کشته شده اینها دروغ می گویند


صدای من را به همه جا برسانید ستار کشته شده اینها دروغ می گویند

545550_488882781143863_824737309_n
مادر ستاربهشتی  از تحت فشار بودن خانواده خود توسط ماموران خبر داد.
مادر ستار در مصاحبه  با سحام نیوز می گوید: “ماموران به ما گفتند که مصاحبه نکنید و تهدید کردند که مصاحبه نکنید و حکم بازداشت دخترم را نیز داشتند.”
ماموران امنیتی روز دفن پیکر ستار خواهرش را برای لحظاتی دستگیر و تهدید می کنند که در صورت ادامه مصاحبه با رسانه ها، دستگیر خواهد شد.
مادر این شهید جنبش مردمی که به علت بیماری به سختی سخن می گفت، از کنترل منزلش توسط ماموران خبر داد.
وی از مسئولان امنیتی می پرسد: “چرا جنازه ستار را برای شستشو به خودمان تحویل ندادند؟ چرا برگه ی بازداشت دخترم را داشتند؟ چرا ماموران همه جا ما را تعقیب می کردند؟ تحت نظر داشتند؟ چرا کفن ستار خونی بود؟”
مادر ستار در این مصاحبه تایید کرده که کفن پسرش حین دفن خونی بوده است.
همچنین ایشان به نقل از نزدیکانش خبر داده که طی چند روز گذشته در محل امامزاده دوربین مداربسته ای نصب شده است و افرادی را که بر مزار ستار حاضر می شوند را تحت نظر دارند.”
مادر ستار بهشتی: “مسئولین باید صدای من را بشنوند، و به پرونده من رسیدگی کنند. من از خون بچه ام نمی گذرم.”
این مادر داغدار در واکنش به اظهار نظرهای منتشر شده در رابطه با اینکه ستار بهشتی به مرگ طبیعی فوت شده، افزود: “۳۵ سال سن داشت و حتی دارو مصرف نمی کرد. روز سه شنبه او را بردند و سه شنبه بعدش کشتن و خبر مرگ او را برای من آوردند.”
دو روز پیش، رئیس پزشکی قانونی در مصاحبه با خبرگزاری مهر، گفته بود که ستار بهشتی به مرگ طبیعی درگذشته است.
وی در خصوص پیگیری پرونده شکایت از قاتل و یا قاتلین فرزندش افزود: ” کسانی که صدای مرا می شنوند، پیگیر پرونده فرزند من باشند. ستار پرستار من بود، همه کس من بود و او را کشتند. من قبول ندارم که ستار فوت کرده؛ اصلا این حرف ها را قبول ندارم. بچه من کشته شده است.”
مادر ستار خطاب به مسئولان می افزاید: “مسئولین باید صدای من را بشنوند، و به پرونده من رسیدگی کنند. من از خون بچه ام نمی گذرم.”
وی از نهادها و سازمان های بین المللی به عنوان یک مادر داغدیده خواست تا پیگیر پرونده فرزندش باشند.
وی بارها در این مصاحبه تاکید می کند: “از خون ستار نخواهم گذاشت. از جان خود خواهم گذاشت اما از خون ستار نمی گذرم. از هیچ چیزی نمی ترسم و قبول ندارم که بچه ام {به مرگ طبیعی} فوت شده است. بچه من کشته شده است. بچه من با پای خود رفت و جنازه اش را تحویلم دادند.”
مادر ستار بهشتی از پیشنهاد پرداخت دیه فرزندش توسط ماموران خبر داد و افزود: “پیشنهاد دادند ولی من قبول نکردم. بچه من خونش پایمال نشود، من دیه می خواهم چه کنم؟ من قبول نکردم.”
وی در پایان این مصاحبه بر پیگیری پرونده فرزندش توسط مسولان و نهادهای بین المللی تاکید می کند و می گوید: “ستار بهشتی؛ به وجودش افتخار می کنم اما کشتنش؛ بچه مرا کشتند. صدای مرا به همه جا برسانید.”
ستار بهشتی، وبلاگ نویسی که اوایل آبان ماه بازداشت شده بود پس از چهار روز بازداشت در اثر شکنجه در بازداشتگاه نیروی انتظامی درگذشت.
ستّار بهشتی، کارگر و وبلاگ‌نویسی بود که در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا دستگیر شد. او به اتّهام “اقدام علیه امنیّت ملی از طریق فعالیت در شبکه اجتماعی و فیس بوک” بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده بود. در مدّت بازجویی به شدت از سوی پلیس فتا شکنجه شد و در همین جریان درگذشت و در امامزاده محمد تقی رباط کریم (محل زندگی‌اش) به خاک سپرده شد. بر اساس گزارش ثبت شده در روابط عمومی بهشت زهرای تهران، ستار بهشتی در ۱۳ آبان ماه فوت کرده‌است. عموی ستار بهشتی در گفتگو با سحام نیوز گفته‌ بود زمانی که از مسئولان، علّت مرگ را جویا شدند به آن‌ها گفته شد: «خفه شوید و به شما ربطی ندارد.»
همچنین سحام در خبری از بازداشت موقت پزشک معاینه کننده ستار بهشتی در اوین خبر داده بود.

ظهر عاشورا

" تاریخ کامل " ، نوشته ی " ابن اثیر" ( از غول های تاریخ نویسی) آمده که: حضرت امام حسین در ظهر عاشورا فرمود که برای او سراپرده ای برافرازند، آنگاه فرمود مشک (عطر) بیاورند، آنگاه حضرت به درون سراپرده رفت و سر و تن بشست و بر سراسر پیکر گلاب افشاند و شادان و چابک و آراسته بیرون آمد. دو تن از یارانش (عبدارحمان بن عبده ربه و غریر بن خضیر حمدانی) دم در خیمه ی حضرت به انتظار ایستاده بودند و هر یکی کوشید تا پس از حضرت به درون رود و خود را بپیراید. یکی از این دو صحابه به دیگری به شوخی پرداخت و آن دیگری گفت: به خدا که نه اکنون گاه یاوه (شوخی) است و ما را تا آغوش دخترکان بهشت راهی نمانده و همین که شمشیرها ما را دریابند، یک راست به آغوش دختران بهشت بال گشاییم.

woensdag 21 november 2012

مجلس ایران طرح سئوال از احمدی نژاد را به خواست آیت‎الله خامنه‌ای متوقف کرد

یعنی به این میگن مجلسی که کم تر از یک چاه مستراح است چون از چاه مستراح بخار بلند می شود ولی این نمایندگان خود خود عن شب مانده هستند. صد در صد اگر خامنه ای بخواهد اجازه دارد کوس زن و خواهر و مادرشان بگذارد چون نصب العین است. درست مثل پلیس فتا و نیروهای امنیتی که در کوس کشی و خایه مالی نه تنها از نمایندگان مجلسی چیزی کم ندارند که زکی هم به آنها گفته اند.

dinsdag 20 november 2012

آخرین پیام ستار اولین است


تحدید می کنند اطلاع رسانی نکنید وگرنه دهانتان را می بندیم




مدتی است نظام جمهوری اسلامی به هر طریقی شده فعالان وایرانیان مستقل را تحت فشار شدید قرارداده که حق اظهار نظر در مورد مسائل کشور را ندارید، از تحدید، بازداشت شکنجه گرفته ...تا اعدام راانجام می دهد برای ترساندن افراد! هرروز یک مشکل را در جلو پای افراد قرار می دهد. ایمیل، مسیج و ضرب وشتم در خیابان کمترین کاری است که انجام می دهند! دیروز بنده را تحدید می کنند به مادرت بگو به زودی رخت سیاه باید بپوشد، دهان گشادت را نمی بندی می گویم کاری انجام نمی دهم که لازم به بستن دهانم باشد می گویند وراجی زیاد می کنی، می گویم چیزی که می بینم ومیشنوم می نویسم،  می گویند هرکاری بخواهیم می کنیم هررفتاری را انجام میدهیم شما باید خفه شوید و اطلاع رسانی نکنید وگرنه خفه خواهید شد بدون نام ونشان! بدون اینکه کسی بداند چه برسر شما آمده! می گویند مردم فلسطین وبحرین در عذاب هستند و کسی نیست یادی از آنها کند شما وطن فروش هستید! بنده وامثال من وطن فروش نیستیم عاشق ملت خود هستیم شما هستید که بیگانه پرست و وطن فروش هستید. روز وشب تلفنهای تحدید آمیز قطع نمی شود گویی قرار است با هر سُخنی دهانمان را ببندیم  بنده به عنوان یک ایرانی می گویم من نمی توانم دربرابر این همه مصیبت سکوت کنم. بنده می گویم آقایان شما زیاد وراجی انجام می دهید و با این اراجیف کشور را به نابودی کشاندید. من سکوت نمی کنم حتی اگر قرار به رسیدن لحظه مرگ من باشد در هرکجای دنیا که باشم وتحدید از طرف هرکسی باشد برای بنده اهمیت ندارد.آقایان دهانتان را ببندید ظلم نکنید تا افشاگری نکنیم.
نظام جمهوری اسلامی، فریاد،وا مصیبتابرای فلسطین، بحرین وبسیاری از کشورها سر میدهدو از نبود آزادی بیان و اطلاع رسانی نشدن از آن کشورها ابراز نگرانی می کند. اما نمی گوید این همه فیلم وعکس که به صورت حرفه ایی گرفته می شوداز کجا می آید؟  نمی گوید چگونه اطلاع رسانی نمی شود،  که گزارشگران، شبکه های تلوزیونی نظام به طور مستقیم از آن کشورها، گزارش زنده تهیه می کنند وبه خوردمردم میدهند. آن هم گزارشاتی یک طرفه و آنقدر این مطالب رابه زور به خورد مردم می دهند، که حالت تهوع وتنفراز دیدن شبکه های جمهوری اسلامی به انسان دست می دهد. اما درمورد وضعیت اسفبارنقض مداوم حقوق بشر در ایران سکوت می کند! ازهر روزبازداشت، شکنجه، زندان واعدام های دسته جمعی سخنی به میان نمی آورد، زندانیان سیاسی رادر بدترین شرایط و بدترین وضعیت قرار می دهدبرای شکسته شدن آنها اما خبری از وضعیت آن عزیزان نه تنهابه وکلا آنها نمی دهند وحتی اجازه داشتن وکیل را به آنها نمی دهند!  بلکه حتی از اطلاع رسانی ازحال آن عزیزان به خانواده هایشان جلوگیری می کند!؟   خانواده های این عزیزان راتهدید می کند، که نه اجازه مصاحبه ونه اطلاع رسانی به هرگونه درباره عزیز خود ندارید؟!  تهدید خود را به این مرحله ختم نمی کنند، و اظهار می دارند، اگراطلاع رسانی کنید خود وجان خانواده خود را به خطرمی اندازید؟! می گویند دختران واعضای خانواده رابازداشت می کنیم.  شعار آنها این است. ما بازداشت می کنیم، شکنجه می دهیم. شما سکوت کنید! شما اطلاع رسانی نکنید!
"آقایان" این چه قانونی است؟  در کجا این قانون اجرای شده؟ واکنون شما این قانون را برای مردم ایران به ارمغان آوردید. این قانون جز درکشورهای دیکتاتوری جای دیگری اجرای شده؟  باور کنید در بدترین کشورهای دیکتاتوری دنیا هم این طور قانون من درآوردی اجرایی نشده! وحتی اگر اجرای هم شده باشد به اسم حکومت تمام شده،  نه به اسم دین، خدا وبدنام کردن دین وخدای آن دین! چرا باید شما بازداشت کنید، شکنجه دهید، اعدام کنید....و خانواده سکوت کنند. چرا شما از حکومت به پایین نمی آیید ودر حکومت دیگری نمی روید که چنین بلایی برسر شما بیاورند، ومعنی ومزه آن را درک کنید؟ درجنگل هم این قانون نیست که درنظام شما هست! اگر از کار و هنر خودکه انجام می دهید مطمئن هستید، قابل قبول است، پس چرا از بازگو شدن آن هراس دارید؟ بگذارید اطلاع رسانی شود تا بقیه حکومت های دنیا یادبگیرند و بدانند، چه نظام مردم سالاری اداره می کنید! اگر خود می دانید کارشما چنان حقیر وزبون است که مورد خنده دردنیا میشویدچرا انجام میدهید؟ چگونه است که خبرنگاران شبکه های تلوزیونی شما، در سراتاسر دنیا هستندو از آنجا از هرچه بخواهند گزارش می دهند؟ اما شبکه های دیگر دنیا درایران یا نیستند ویا مطالبی که شما بخواهید باید انتشار بدهند؟  برای چند روز حکومت کردن بیشتر آیا ارزش این همه ظلم کردن را دارد؟ آیا قانون من درآوردی شما پیش وجدان خود اعتباردارد؟.
حال من نظر دیگری میدهم. شما اگر از اطلاع رسانی هراس دارید؟ یا ازحکومت کناره گیری کنید! و یا ظلم نکنید. شما بازداشت نکنید، شکنجه ندهید، سلاخی نکنید تا اطلاع رسانی هم نشود.  در غیر این صورت نه تنها اطلاع رسانی می شودبلکه به زودی بساط ظلم شما برسرتان فرو خواهد ریخت. اطلاع رسانی از وضعیت هر انسان در حال ظلم وستم کشیدن وظیفه تک تک افراد یک جامعه است، وهرکس در این کار کوتاهی کند به خود وبه وجدان خود خیانت کرده است! هرکس در اطلاع رسانی دریغ کند چاهی برای خود کنده است! چون شما نوبت به نوبت هرکسی که صدای مخالفت بلند کند، قصد ساکت کردن آن را دارید، حتی اگر این ابراز مخالفت در گوشه ای خلوت خانواده گی افراد باشد. پس ما را از تهدیدات خود نه ترسانیدچون ترسی در دل ما نیست، دیگر جای ترسی نمانده، شلاق وشکنجه شدن، ما را از اطلاع رسانی کردن باز نمی دارد. اگر شعار شما این است که
ما بازداشت می کنیم، شکنجه می دهیم. شما سکوت کنید! شما اطلاع رسانی نکنید!
شعار ما هم این است. پابه میدان گذاشتیم در این مبارزه یا از قفس تن رهایی می یابیم یا قفس ظلم شما رادرهم می شکنیم.
زنده وپاینده ایرانی وایران جانم فدای ایران.
نویسنده ستار

ننگ بر پلیس فتای بزدل و ضعیف کش

آیا آن قدر مرد هستید که فقط از طریق خواندن وبلاگ ها و بحث کردن، به نتیجه ای برسید؟

یا این که نامردید و نامردی در شما نهادینه شده و فقط بلد هستید پست فطرتانه و صد نفر به یک نفر در بازداشتگاه آدم بکشید؟

شرم بر شما جنایتکاران فتا. شما ها و حزب الله و مدافعان رژیم جنایت کار حاکم در ایران، رذل ترین و پست ترین و کثافت ترین موجوداتی هستید که روی کره ی زمین وجود دارد. شرم دارم که شما را با کلمه ی انسان خطاب کنم چون حتی ظاهرتان هم به انسان نمی خورد و همه تان شبیه به میمون هستید. نامردها، مرد هستید که زیر این پیام بنویسید چرا انسان ها را به خاطر عقایدشان می کشید؟ البته که نامرد هستید و مرد نیستید ولی خایه اگر دارید همینجا بحث کنید تا به شما ثابت کنم که شما بت پرستان قاتلی بیش نیستید و الله خدای بی عرضه ای بیش نیست که حتی از یک بُت هم کم تر است

ستار، تو هستی و خواهی ماند

جاوید نام ستار بهشتی

به ندا و سهراب و محمد و کامران و ترانه و ... پیوستی ولی صدایتان خاموش نخواهد شد

دست های ما و
آه مادران شما جاویدنامان،

 گریبان ستمکاران را خواهد گرفت